روایت دیپلمات ایتالیایی از اصرارِ آمریکا جهت حصول توافق با ایران در وین

“مارکو کارنِلوس” دیپلمات سابق ایتالیایی در گزارشی می نویسد: «همزمان با ازسرگیری مذاکرات هسته ایِ وین، گمانه زنی های مختلفی مطرح می شود که آمریکا علی رغمِ بدبینی‌های اسرائیل، شدیدا به دنبال دستیابی به توافق با ایران، حتی در مقیاسی بسیار کوچک و محدود است».

به گزارش الف؛ “مارکو کارنِلوس دیپلمات اسبق ایتالیایی به تازگی در گزارشی برای پایگاه خبری “میدل‌ایست‌آی”، ضمن پرداختن به آغاز دور هفتم مذاکرات هسته ای وین در تاریخ ۲۹ نوامبر(هشتم آذرماه)، به طور خاص احتمالِ دستیابی به یک توافق در چهارچوب مذاکرات جدید را با توجه به مولفه های مختلفِ منطقه ای و بین المللی، بررسی کرده است.  

با این همه، این نخستین بار است که یک تیم مذاکراتی به نمایندگی از دولت جدیدِ ایران به ریاست جمهوری “ابراهیم رئیسی”، با طرف های بین المللیِ برجام، بر سر میز مذاکره حاضر می شود. “جواد ظریف” وزیر خارجه پیشین ایران پیشتر در موضع گیری گفته بود که در جریانِ شش دور مذاکرات هسته ای وین در دولت سابق ایران، در مورد یک چهارچوب توافق شده بود. چهارچوبی که در قالب آن برخی تحریم ها علیه ایران لغو می شدند و در مقابل ایران نیز بخشی از پیشروی ها و توانمندی های هسته ای خود را محدود می ساخت. با این حال باید توجه داشت که دستیابی به یک چهارچوب، به معنای دستیابی به یک توافق نیست و جزئیات از اهمیت بسیار زیادی برخوردار هستند. 

دولت جدید ایران موضعی مشخص را در قبال مذاکرات وین اتخاذ کرده است. مذاکره کننده ارشد ایران “علی باقری کنی” گفته که “آنچه اکنون در وین در جریان است، مذاکرات هسته ای نیست بلکه باید آن را به مذاکرات جهت حذف تحریم های غیرقانونی و غیرانسانی علیه ایران محدود ساخت”. به طور کلی اینطور به نظر می رسد که ایرانی ها هیچ عجله ای جهت انعقاد یک توافق هسته ای ندارند و با صبر به جلو حرکت می کنند. 

*خودزنی های بیجایِ آمریکا

مشکل بزرگ دیگری که در جریان مذاکرات وین وجود دارد این است که آمریکا چگونه می خواهد با آسیب ها و خساراتی که خود در روند مذاکره ایجاد کرده، مواجه شود. “دونالد ترامپ” رئیس جمهور سابق آمریکا سه سال قبل تصمیم به خارج کردن آمریکا از توافق برجام گرفت و در شرایط کنونی جو بایدن نیز در مسیر پیوستن مجددِ آمریکا به برجام، گام های اشتباهی را بر می دارد. 

اگر بایدن واقعا به وعده انتخاباتی خود جهت بازگشت به تواق برجام وفادار بود و به محض حضور در قدرت به عنوان رئیس جمهور آمریکا، وعده اش را عملی می ساخت، اکنون وضعیت به مراتب بهتر بود و به نحو مناسب‌تری می شد آن را مدیریت کرد. با این حال، بایدن به وعده خود در زمانی که باید، عمل نکرد. 

بایدن با این ادعا که کارزار فشار حداکثری آمریکا علیه ایران شکست خورده، عملا از همان ابزارهایِ توام با فشارِ آمریکا علیه ایران استفاده کرده تا به “توافقی بهتر” با این کشور دست یابد. توافقی که خودِ ترامپ هم نتوانست با فشارهای گسترده علیه تهران، به آن دست یابد. ایران که هیچگاه رفتاری خارج از عرف و قانون راجع به توافق برجام نداشته، عملا این رویه هایِ دولت بایدن را رد کرده و روشن ساخته که تسلیمِ فشارهای گوناگون نخواهد شد. 

دولت بایدن عملا زمانِ زیادی را جهت انعقاد آنچه توافقی “بهتر”، “گسترده تر” و “قوی تر” با ایران عنوان کرده بود، از دست داده است. توافقی که واشنگتن اعتقاد داشت باید قدرت موشکی و همچنین نفوذ منطقه ای ایران را نیز دربرگیرد. موضوعاتی که اساسا ورای توافق برجام بودند. 

با این حال، ایران رویکردی متفاوت داشته و مدام تاکید می کرده که نسخه اصلی و اولیه توافق برجام باید احیا شود و مورد احترامِ تمامی طرف ها نیز باشد. با این حال، دولت بایدن این خواسته و موضع ایران را ظاهرا زیاده‌خواهانه در نظر گرفته و بیش از اینکه به اصل ماجرا و موضوع توجه داشته باشد، صرفا مواضع عده ای محدود در کنگره آمریکا را که همواره رویکردی خصمانه به ایران داشته اند را مد نظر قرار داده است. بایدن و دولتش همچنین حساسیت های اسرائیل و کشورهای عربِ حاشیه خلیج فارس را بیش از توجه به چهارچوب مذاکرات مرتبط با احیای برجام و اساسا تجدید این توافق، مورد توجه قرار داده است. دولت آمریکا ظاهرا به آسیب ها وخسارتهای جدی که اقدامِ ترامپ در خارج کردن یکجانبه آمریکا از توافق برجام به اقتصاد ایران وارد کرده، توجهی نمی کند. 

*چهارچوب های منطقه ای  

چهارچوب و زمینه منطقه ای نیز در قالب معادله هسته ای ایران نمی تواند مورد بی توجهی قرار گیرد. جنگِ فرسایشی در یمن می تواند تبعات ناخوشایندی را برای عربستان سعودی دربر داشته باشد، لبنان نیز در آستانه فروپاشی و هرج و مرجِ کامل است و تنها نیروی قدرتمند واقعی در این کشور، “حزب الله” است. دولت سوریه هم از دلِ جنگ داخلی طولانی مدت در این کشور سالم بیرون آمده و “بشار اسد” قدرت خود را در سوریه تحکیم می کند و حتی به تدریج روابط سوریه با جهان عرب و به طور کلی جامعه بین المللی به سمت عادی شدنِ مجدد حرکت می کند. جدای از این ها، عراق نیز تا حد زیادی با نفوذ فزاینده ایران در این کشور رو به رو است و تهران بازیگری قدرتمند در معادلات این کشور است. 

در این راستا، در شرایطی که دستورکار عادی سازی روابط اسرائیل با برخی کشورهای عربی، به پیش می رود، شماری قابل توجهی از کشورهای عربی، فعالیت های دیپلماتیکِ بی سابقه ای را معطوف به بهبود روابط خود با ایران و شرکای این کشور می کنند. برای مثال، در ماه های اخیر، عربستان سعودی گفتگوهایی گسترده ای را با هدفِ تنش زدایی از روابط خود با ایران آغاز کرده و سعی دارد از طریق نفوذ ایران، راهی جهت خروج از جنگ یمن بیابد. امارات متحده عربی نیز اخیرا وزیر خارجه خود را عازم سوریه کرده و این کشور همچنین اعلام کرده که به زودی هیاتی بلند پایه از این کشور از تهران بازدید خواهند کرد. اضافه بر این ها، “علی باقری کنی” معاون وزیر خارجه ایران نیز اخیرا از دوبی بازدید کرده و ضمن رایزنی با مقام های اماراتی، از عزم راسخِ دو طرف جهت ایجاد فصلی جدید در روابط دوجانبه سخن گفته است. 

در عین حال، آمریکا و اسرائیل، اختلافات جدی را در مورد پرونده هسته ای ایران دارند. در این رابطه “نیویورک‌تایمز” در گزارشی می نویسد: “مقام های آمریکایی به همتایان اسرائیلی خود هشدار داده اند که انجام حملات جدید علیه تاسیسات اتمی ایران(حملات خرابکارانه)…تا حدی زیادی غیرسازنده هستند. در این راستا، نهادهای اطلاعاتی آمریکایی و همچنین بازرسان بین المللی تاکید دارند که ایران قادر است خیلی زود تاسیسات آسیب دیده خود را تعمیر کند و ماشین های جدیدتری را که می توانند اورانیوم را به نحوی بهتر و باسرعتی به مراتب بالاتر غنی سازی کنند، در تاسیساتش مستقر سازد”. 

با این همه، اخیرا گمانه زنی های زیادی مطرح شده که احتمالا دولت بایدن پیگیرِ انعقاد یک “توافق موقت” با ایران است که در نوع خود “توافقی کَم در برابر کَم” است. در این چهارچوب، اگر ایران غنی سازی اورانیوم خود را در سطح ۶۰ درصد متوقف سازد، آمریکا و متحدانش بخشی از منابع مالی مسدودشده ایران را آزاد خواهند کرد تا از این طریق، معافیت های تحریمی در بحث مسائل بشردوستانه، جنبه ای عملیاتی به خود گیرند. البته که یکچنین توافقی اگر مورد موافقت ایران قرار گیرد، صرفا زمان می خَرد با این حال، بازیگرانی نظیر اسرائیل به یکچنین توافقی دیدگاهی منفی خواهند داشت. مجموعه آنچه تاکنون گفته شد، همه و همه به نوعی حاکی از دستِ برتر ایران در روند مذاکرات هسته ای وین است. 

در نهایت باید گفت هرگونه فشار تحریمی علیه ایران بدون همراهیِ چین و روسیه، از تاثیر چندانی برخوردار نخواهد بود. باید توجه داشت که واشنگتن به دلیل اختلافات جدی خود با چین و روسیه در مسائلی نظیر اوکراین، بلاروس، تایوان، هنگ کنگ، و سین کیانگ، کار سختی در همراه کردن پکن و مسکو با خود در چهارچوب معادله هسته ای ایران دارد. در این راستا، اینکه در شرایط کنونی، اولویت هایِ اساسی سیاست خارجی آمریکا را مخصوصا در شرایطی که قدرت سخت و نرم آن در جهان مخصوصا در مناطقی نظیر خاورمیانه رو به افول است، به درستی درک کنیم، از اهمیت ویژه ای برخوردار است». 

نویسنده: مارکو کارنِلوس، دیپلمات ارشد سابق ایتالیایی، در دولتِ سه نخست وزیر ایتالیا در فاصله زمانی میان سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۱، جزئی از دستگاه سیاست خارجی ایتالیا بوده است. وی در سال های اخیر نماینده ویژه دولت ایتالیا در مساله سوریه و همچنین سفیر ایتالیا در عراق بوده است. 

*لینک: 

https://www.middleeasteye.net/opinion/iran-nuclear-deal-path-agreement-fraught-obstacles

 

دیدگاه خود را بیان کنید
Hide picture