دولت غنی مانع بسیج عمومی علیه طالبان شد/رابطه ۴۰ ساله با فرانسوی‌ها داریم/ اعتماد به پاکستان مشکل است/ تا برقراری دولت فراگیر مبارزه می‌کنیم/ شرکای استراتژیک ما، همسایگان هستند

مسئول روابط خارجی جبهه مقاومت افغانستان گفت: اکثر تسلیحاتی که آمریکا و متحدانش به افغانستان کمک کرده بودند به دست طالبان افتاد و حالا تا دندان مسلح هستند. این موضوع تا حد زیادی یک اقدام عمدی بود. این برنامه یک سناریوی قومی و قبیله‌ای بود تا از این طریق بتوانند طالبان را به قدرت برسانند تا کسی نتواند آنها را به عنوان یک قدرت بلامنازعه به چالش بکشاند.

اوضاع انسانی در افغانستان برابر گزارش نهادهای بین‌المللی رو به وخامت می‌رود و در این میان همچنان طالبان درگیر آزادسازی پول‌های بلوکه شده این کشور است. بسیاری از کشورهای اروپایی و حتی همسایگان افغانستان نگران آنچه که در این کشور می‌گذرد هستند و از یک سو بحث ارسال کمک‌ها به کابل و رسیدن آنها به دست مردم مطرح است و از سمت دیگر هنوز چالش به رسمیت شناختن طالبان توسط کشورهای منطقه و قدرت‌های فرامنطقه‌ای به قوت خود باقیست. در این میان جبهه مقاومت ملی افغانستان به رهبری احمد مسعود که یکی از بازیگران فعال در عرصه این کشور به حساب می‌آید هم در حال فعالیت است. جناحی که هر ازچندگاهی اخباری در مورد آن منتشر می‌شود، اما گویا چندان هم کمرنگ به نظر نمی‌رسند.

کمی پس از استقرار طالبان در کابل شاهد درگیری میان این جریان و جبهه ملی مقاومت افغانستان در پنجشیر بودیم. اساساً جبهه ملی افغانستان در کجای این معادلات و معادلات افغانستان ایستاده است؟ چرا اخبار جبهه پنجشیر تا این حد با بایکوت مواجه شده است؟

جبهه مقاومت ملی افغانستان پس از ساقط شدن دولت در ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ میلادی، وارد معادله‌ای شد که در یک طرف طالبان قرار دارد و در طرف دیگر هم جبهه مقاومت ملی به عنوان یگانه جریانی که بر علیه طالبان و افراط‌گرایی مبارزه و مقاومت می‌‌کند به رهبری احمد مسعود حضور دارد. این جبهه در اصل یک معادله جدید را در افغانستان به وجود آورد؛ چراکه در زمان سقوط دولت، تمام جهان بر این عقیده بودند که طالبان قدرت بلامنازعه است و کسی دیگر نمی‌تواند این جریان را به چالش بکشد.

در آن زمان، هم منطقه و هم جهان آمادگی داشت که طالبان را به رسمیت بشناسند، اما مقاومتی که در پنجشیر و شهرستان اندراب انجام شد، تمام این برنامه‌ها را نقش بر آب کرد و معادله جدیدی را به وجود آورد. بر همین اساس، امروز جبهه مقاومت ملی افغانستان یگانه اپوزیسیون مشروع در مقابل طالبان است که هم در داخل کشور حضور فیزیکی دارد و هم در خارج از کشور. دلیل اینکه رسانه‌ها می‌خواهند ما را کمرنگ جلوه دهند این است که آنها با برخی از دولت‌ها و سازمان‌های اطلاعاتی در ارتباط هستند و می‌خواهند نشان بدهند که جبهه مقاومت ملی در داخل کشور حضور ندارد و هیچ مخالفتی و مقاومتی در سر راه طالبان وجود ندارد.

تمام اقوام خواهان عدالت اجتماعی هستند

اکثر ناظران بین‌المللی و حتی مقامات پیشین و فعلی افغانستان معتقدند که پشتون‌ها و در رأس آنها طالبان به هیچ وجه قدرت را واگذار نمی‌کنند. با این حال برنامه جبهه مقاومت ملی افغانستان چیست؟ آیا همچنان قرار است به جنگ ادامه دهید؟

به باور ما افغانستان هرگز نمی‌تواند از سوی یک گروه سیاسی یا یک قومیت رهبری شود. افغانستان کشوری است که از اقوام و اقلیت‌های مختلف قومی تشکیل شده و در این کشور هیچ قومی بیشتر از ۵۰ درصد نیست و همه اقلیت هستند. اینکه یک قوم غالب باشد و مابقی را کنار بزند هیچگاه نمی‌تواند یک فرمول برای استقرار صلح و ثبات به حساب بیاید. در افغانستان همه آگاه هستند و به یک بیداری رسیده‌اند و مطالباتی را مد نظرشان دارند؛ به ویژه اینکه تمام اقوام خواهان عدالت اجتماعی هستند. حالا امروز طالبان به عنوان یک نیروی سیاسی که تنها بخشی کوچکی از جامعه افغانستان را رهبری می‌کنند، آمده‌اند و ادعا دارند که یگانه رهبران کشور هستیم و فقط ما می‌توانی زعامت را به عهده بگیریم.

این مدل سخن گفتن طالبان، صرفاً یک مغالطه سیاسی به حساب می‌آید و ما آنرا قبول نداریم. جبهه ملی مقاوت افغانستان برای برقراری عدالت مبارزه می‌کند تا یک نظام سیاسی قابل قبول برای همه مردم افغانستان به روی کار بیاید و قدرت به صورت عادلانه میان تمام مردم افغانستان تقسیم شود که نظام غیرمتمرکز و نظام فدرالی مدل خوبی برای کشور خواهد بود و می‌تواند نقطه پایان بحران افغانستان باشد. رویکرد ما ابطال تمامیت‌خواهی است و افغانستان کشوری برای تمام اقوام است و تا آخرین لحظه برای برقراری یک دولت فراگیر بر اساس نظام غیرمتمرکز مقاومت و مبارزه خواهیم کرد.

دو سال قبل در مورد سقوط کابل هشدار دادیم

چرا برخی از رهبران جبهه پنجشیر پس از خروج اشرف غنی از کشور اقدام به موضع‌گیری کردند و تا آن روز ساکت بودند؟

جبهه مقاومت ملی افغانستان فعالیت و مبارزه خود را بیش از دو سال قبل از ساقط شدن دولت اشرف غنی آغاز کرد. در تاریخ پنجم شهریور ۱۳۹۸ در یک برنامه و همایش گسترده در محوطه آرامگاه قهرمان ملی افغانستان، یعنی «شهید احمدشاه مسعود» بیش از ۳۰ هزار نفر حضور پیدا کردند و پسر ایشان، احمد مسعود را به عنوان جانشین پدرشان تعیین کردند. در واقع کارهای ابتدایی جبهه مقاومت ملی افغانستان از همان روزها آغاز شد و ما پیش‌بینی کرده بودیم که امضای قرارداد دوحه میان طالبان و آمریکا باعث فروپاشی دولت می‌شود. در آن موقع به این جمع‌بندی رسیده بودیم که نه دولت اشرف غنی و نه سایر گروه‌های سیاسی اراده‌ای برای مقاومت و مقابله ندارند.

لذا احمد مسعود، رهبری جبهه مقاومت ملی دو سال قبل از سقوط دولت فعالیت خود را آغاز کرد بارها قبل از سقوط دولت در رسانه‌ها نسبت به سقوط دولت هشدار دادند و گفتند که اگر اقداماتی صورت نگیرد، طالبان می‌تواند کشور را ظرف چند روز و چند هفته در دست بگیرد که دقیقاً همین اتفاق رخ داد. در این دو سال هر وقت خواستیم که فعالیت خود را شدت بدهیم و مردم را بسیج و آموزش دهیم، دولت اشرف غنی مانع این اقدام شد و هر بار اقداماتی از سوی ما انجام می‌شد، دولت وقت فوراً و قبل از آنکه طالبان وارد میدان شوند، دست به خنثی‌سازی فعالیت ما می‌زد. ما بارها به مبارزه پرداختیم ولی جلوی کار ما از سوی دولت گرفته می‌شد و به همین دلیل مقاومت صرفاً در پنجشیر و اندراب جریان داشت و متمرکز شد.

روابط ارگانیک با فرانسوی‌ها داریم

بر اساس مستندات موجود، جبهه مقاومت افغانستان رابطه تنگاتنگی با فرانسه دارد. این ارتباط چگونه است و اساساً در وضعیت کنونی از کدام کشورها به صورت رسمی درخواست کمک کرده‌اید؟

رابطه جبهه مقاومت ملی با فرانسه به ۴۰ سال قبل برمی‌گردد. زمانی که اتحاد جماهیر شوروی افغانستان را اشغال کرد به دلیل اینکه شهید احمد شاه مسعود در دبیرستان فرانسوی‌ها در کابل تحصیل کرده بودند و بر زبان فرانسوی را مسلط بودند، فرانسوی‌ها اعم از خبرنگاران، پزشکان و برخی از سازمان‌های خیریه فرانسوی به افغانستان تردد داشتند و بعداً هم سیاستمدارانشان به دلیل علاقه به مقاومت، به افغانستان سفر می‌کردند و یک رابطه ارگانیک میان مردم شمال افغانستان و جبهه شهید مسعود با فرانسوی‌ها ایجاد شد. این رابطه در سال ۲۰۰۱ و چند ماه قبل از شهادت ایشان ادامه داشت و اولین و آخرین سفرشان به پاریس و جهان غرب بود تا بتوانند پیام خود را از پاریس به گوش غرب برسانند. در ۲۰ سال گذشته هم تنها کشور غربی که به جبهه مقاومت ملی و احمد شاه مسعود علاقه داشتند، فرانسوی‌ها بودند که در سال گذشته هم خیابانی در شانزلیزه پاریس به اسم ایشان نامگذاری شد. همچنین ده‌ها کتاب درباره شهید مسعود به زبان فرانسوی نوشته و چاپ شده است و به همین دلیل علاقه خاصی نسبت به شهید مسعود و جبهه مقاومت ملی افغانستان در فرانسه وجود دارد.

این مولفه‌ها باعث شده تا روابط حسنه تا به امروز ادامه پیدا کند و ما با پاریس روابط سیاسی داریم. جبهه مقاومت ملی افغانستان صرفاً از فرانسه یا چند کشور خاص درخواست کمک نکرده، بلکه از تمام جامعه جهانی و کشورهایی که مخالف طالبان و افراط‌گرایی بوده‌اند، درخواست همکاری و کمک کرده‌ایم؛ حال می خواهد کشورهای منطقه باشد یا دولت‌های فرامنطقه‌ای. مسلماً این اقدام حق ما است و بدون همکاری جامعه جهانی نمی‌توانیم مقابل طالبان و حامیان آنها بایستیم. طالبان امروز نه تنها از سوی پاکستان، قطر و چین حمایت می‌شوند، بلکه از سوی القاعده هم تحت حمایت است که امروز حضور فیزیکی دارند. همه به یاد دارند که در جنگ پنجشیر، القاعده بیش از ۵۰۰ جنگجوی عرب، چچنی و اتباع آسیای میانه و خاورمیانه را مورد استفاده قرار داد و به همین دلیل این مبارزه‌ای نیست که بتوانیم به تنهایی آن را انجام دهیم.

شرایط اروپا برای به رسمیت شناختن طالبان سخت است

اعضای اتحادیه اروپا با جبهه مقاومت ملی افغانستان در ارتباط هستند

چندی قبل پارلمان اروپا با صدور قطعنامه‌‌ای خواستار دعوت از احمد مسعود به اجلاس پارلمان و شورای اتحادیه اروپا شد. پیش‌تر هم اتحادیه اروپا اعلام کرده هیچ گزینه دیگری جز تعامل با طالبان وجود ندارد. جبهه ملی افغانستان این تناقض اروپایی‌ها را چگونه تحلیل می‌کند؟

بخش بزرگی از اتحادیه اروپا از احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان دعوت کرده بودن تا ایشان سخنرانی در پارلمان اروپا داشته باشند و این پیشنهادی بود که بیش از ۲۰ سال پیش به شهید احمدشاه مسعود انجام داده بودند که در سال ۲۰۰۰ از ایشان دعوت شد و شهید مسعود در سال ۲۰۰۱ به اروپا رفتند و بیانیه‌ای را در پارلمان اروپایی مطرح کردند. هم‌اکنون اتحادیه اروپا اعلام کردند که می‌خواهیم چنین فرصتی را برای پسر شهید مسعود فراهم کنیم. اتحادیه اروپا به دلیل اینکه شامل چندین کشور متفاوت می‌شود، بعضاً تصمیم‌ها و مواضع خود را تغییر می‌دهند اما به هر حال موضع اتحادیه اروپا عدم به رسمیت شناختن طالبان و ارسال کمک‌های بشردوستانه به مردم افغانستان است. در این میان شرایط آنها برای به رسمیت شناختن طالبان بسیار سختگیرانه است و اکثریت اعضای اتحادیه اروپا با جبهه مقاومت ملی افغانستان در ارتباط هستند.

خواهان روابط با تمام کشورها هستیم

طی ۲۰ سال گذشته بسیاری از کشورهای اروپایی و همچنین آمریکا به گونه‌ای عمل کردند که افغانستان نابود شد و حالا هم مردم این کشور را تنها گذاشتند و خارج شدند. آیا معتقدید که همچنان باید دیپلماسی خود را با کشورهای اروپایی و آمریکا تنظیم کنید یا به دنبال ارتباط عمیق و دریافت کمک از همسایگان و کشورهای منطقه هستید؟

اولویت ما کشورهای منطقه‌ است و شرکای استراتژیک ما، کشورهای همسایه هستند و ما آنها را دولت‌هایی می‌دانیم که در کنار مردم افغانستان بودند و نیت خیر آنها برای ما اثبات شده است. موضع‌گیری‌های برادران و خواهران ما در تاجیکستان و جمهوری اسلامی ایران واقعاً قابل تحسین بوده و نیاز است که ما ارتباط‌های خود با کشورهای همسایه را محکم کنیم. برای ما مشکل است که بتوانیم به کشوری مانند پاکستان اعتماد کنیم. در نهایت ما روابط خود با ایران، تاجیکستان و هر کشوری که موضعش مشخص است را تقویت می‌کنیم، اما باور داریم که در مقابل باید با کشورهای دیگر هم ارتباط دشته باشیم و حتی رابطه‌های غیرمستقیم با پاکستان داریم. لذا ما طرفدار رابطه با همه دولت‌ها هستیم.

مکانیزم درستی برای تقسیم کمک‌ها تبیین نشده است

در شرایطی که مردم پنجشیر در شرایط سخت انسانی و معیشتی قرار دارند، جبهه ملی افغانستان چه تدبیری برای حل مشکلات دارد؟ سکوت نهادهای حقوق بشری را چگونه می‌بینید؟

جبهه مقاومت ملی توانسته با استفاده از شبکه‌هایی که در سراسر کشور دارد، کمک‌ها را به دست مردم برساند. در بخش بحران بشری برنامه‌های خود را داریم و کوشش می‌کنیم که هرچه در توان داریم برای کمک به مردم انجام دهیم، اما واقعیت این است که امکانات ما هم محدود است و یک دولت مشخص نیستیم که منابع مالی در دست داشته باشیم. هر لحظه کوشش خواهیم کرد که کشور را نجات بدهیم ولی متاسفانه سازمان‌های بین‌المللی هم نتوانستند مکانیزم درستی را اتخاذ کنند تا کمک‌ها به دست مردم افغانستان برسد. متاسفانه در تقسیم کردن کمک‌هایی که از طریق سازمان‌ها ارسال می‌شود، تبعیض‌های زیادی صورت می‌گیرد؛ به گونه‌ای که در ابتدا طالبان بخشی از آن را جدا می‌کند و مابقی را به مناطقی ارسال می‌کنند که حامیان خودشان در آنجا مستقر هستند، نه مخالفانشان.

تسلیحات، به دستور ارگ ریاست جمهوری به طالبان تسلیم می‌شد

طالبان را در یک سناریوی از پیش تعیین شده تا دندان مسلح کرده‌اند

در اخبار گفته شد که حجم زیادی از تسلیحات و ادوات نظامی آمریکایی‌ها به دست طالبان افتاده است. به نظر شما تا چه حد این موضوع یک اقدام عمدی به حساب می‌آید؟

متاسفانه اکثر تسلیحاتی که آمریکا و متحدانش به افغانستان کمک کرده بودند به دست طالبان افتاد و حالا تا دندان مسلح هستند. این موضوع تا حد زیادی یک اقدام عمدی بود. برخی از فرماندهان که در پایگاه‌های نظامی حضور داشتند، تمام تسلیحات و استحکامات را تسلیم طالبان کردند. در اکثر ولایات طالبان از طریق تلاش نظامی آنجا را فتح نکردند، بلکه این ولایات و تسلیحات به آنها تسلیم شد و این اقدامی بود که از سوی یک حلقه خاص در کاخ ریاست جمهوری اشرف غنی برنامه‌ریزی شد. این برنامه یک سناریوی قومی و قبیله‌ای بود تا از این طریق بتوانند طالبان را به قدرت برسانند تا کسی نتواند آنها را به عنوان یک قدرت بلامنازعه به چالش بکشاند. شواهد بسیار قوی وجود دارد که نشان می‌دهد فرماندهان  به صورت عمدی و بر اساس دستورهای ریاست جمهوری، تسلیحات را به طالبان واگذار کردند.

گفت‌وگو: فرشاد گلزاری

دیدگاه خود را بیان کنید
Hide picture