دیباتودی
[ زودتر از همه با خبر شو ]

امکان لغزش ژوزه از ایدئولوژی به عملگرایی

امکان لغزش ژوزه از ایدئولوژی به عملگرایی

0 ۲۲

آی‌اسپورت – وقتی مردم می‌گفتند دوست دارند ژوزه مورینیو از منچستر یونایتد تیمی شبیه تیمی که با سر الکس فرگوسن فاتح سه‌گانه شد بسازد، احتمالا منظورشان این نبود. گل زدن در دقایق پایانی، بازگشت‌های بزرگ و بردن بازی‌هایی که به نظر هیچ نتیجه‌ای جز باخت برایش رقم نمی‌خورده قطعا کیفیتی مفید برای یک تیم است، اما این کیفیت تصمیم مورینیو برای رویکرد تاکتیکی‌اش در دربی امشب منچستر را پیچیده می‌کند.

منچستر یونایتد در شش بازی اخیرش، از جمله پیروزی 1-2 در تورین مقابل یوونتوس، سه بار در پنج دقیقه پایانی به گل برتری رسیده. اما یونایتد در این شش بازی پنج بار هم گل اول را خورده. انگار این تیم باید گل بخورد تا چیزی برای از دست دادن نداشته باشد تا نیروهای هجومی‌اش را رها کند و در نهایت به نتیجه برسد. اسکواد بدون تعادلی که در اختیار مورینیو است به هیچ وجه مناسب دفاع کردن نیست. یونایتد هم مقابل چلسی و هم تا درجه‌ای مقابل اورتون وقتی ضربه خورد که تصمیم گرفت از پیروزی‌اش دفاع کند.

اینکه مورینیو در فصل سومش در یک تیم با چنین وضعیتی روبرو شود واقعا غریب و غیر قابل قبول است. چطور می‌توان باور کرد بعد از بیش از صد بازی ژوزه-سازی، تیم او به جای دفاع کردن و زجر کشیدن بیشتر تمایل به حمله کردن و لذت بردن از فوتبالش دارد. اما شاید این طبیعت آشوب‌بار یونایتد در هفته‌های اخیر کمکی به مورینیو در دربی منچستر امشب کند.

تمام غرایز مورینیو به او می‌گویند بازی امشب در خانه حریف را ببندد و بکشد. این راهی است که مورینیو از سال 2008 بدین سو پیش گرفته، از وقتی که مدیران باشگاه بارسلونا او را لایق مربیگری تیم‌شان ندانستند و به جایش پپ گواردیولای بی‌تجربه را انتخاب کردند. مورینیو در این راه بدل شد به نمادی از آنتی-بارسایسم: اگر آن‌ها با مالکیت بالای توپ و کنش‌گرا بازی می‌کردند، تیم مورینیو باید با دادن توپ به حریف و واکنش‌گرا بازی می‌کرد. اگر آن‌ها حریف را در زمین خودش پرس می‌کردند، تیم مورینیو باید با عمق کم و نزدیک به دروازه خودش دفاع می‌کرد. اگر آن‌ها نور بودند، این فرشته سقوط کرده و رانده شده از سرزمینی که روزی وطنش بوده، باید تاریکی مطلق بود.

اما شاید رویکرد همیشگی مورینیو در تقابل با تیم‌های گواردیولا رویکردی منطقی و کارساز برای بازی امشب نباشد. بازی برگشت نیمه نهایی چمپیونز لیگ در سال 2010 را به عنوان یک استثنا کنار بگذاریم، وقتی اینتر مورینیو در دفاعی‌ترین شکل خودش با یک بازیکن کمتر از همان دقایق ابتدایی در نوکمپ 0-1 شکست خورد، اما با توجه به پیروزی 1-3 در سن سیرو راهی فینال شد. در دیگر رویارویی‌های این دو دوست و دشمن قدیمی، تیم‌های مورینیو هروقت مجبور به حمله کردن شده‌اند بیشتر مقابل تیم‌های پپ نتیجه گرفته‌اند.

بازی برگشت یک چهارم نهایی کوپا دل ری در فصل 2012-2011 را در نظر بگیرید. رئال مادرید بازی رفت را در برنابئو 1-2 باخته بود و در بازی برگشت در نوکمپ در همان نیمه اول 0-2 عقب افتاد. در شرایطی که به نظر می‌رسید دیگر هیچ راهی برای بازگشت رئال به بازی نمانده، شاگردان مورینیو که دیگر چیزی برای از دست دادن نداشتند، رویکرد محتاطانه را کنار گذاشتند و به بارسایِ گواردیولا حمله کردند. نتیجه این تغییر روحیه دو گلی بود که کریستیانو رونالدو و کریم بنزما در نیمه دوم زدند تا رئال تنها نیاز به یک گل دیگر در دقایق پایانی برای عوض کردن سرنوشت بازی داشته باشد. این اتفاق در نهایت رخ نداد و بارسلونا برنده نهایی دو بازی شد، اما نظریه‌ای است که می‌گوید در این نیمه دوم ترس رئالِ مورینیو از بارسایِ پپ ریخت و همین عاملی مهم شد در رسیدن آن‌ها به قهرمانی لا لیگا.

نمونه نزدیک‌تر به همین فصل پیش برمی‌گردد، وقتی منچستر سیتی آماده بود با شکست دادن منچستر یونایتد در خانه جشن قهرمانی را برپا کند. شاگردان پپ در نیمه اول دو بار دروازه داوید دخئا را باز کردند، اما یونایتد در نیمه دوم با درخشش پل پوگبا و دو گلش بازگشتی باورنکردنی و بزرگ رقم زد و 2-3 به پیروزی رسید.

سیتی این فصل تنها چهار بار دروازه‌اش در لیگ باز شده، تیمی که فصل پیش هم فقط 27 گل در راه قهرمانی لیگ خورد. اما مسئله اینجاست که دیگر صرفا نگاه کردن به ستون گل‌های خورده یک تیم نشانگر درستی از قدرت دفاعی‌شان نیست. در بازی‌هایی که سیتی عملا توپ را به حریف نمی‌دهد دفاع کردن کار ساده‌ایست. چالش واقعی برای این تیم وقتی است که تیمی کیفیت و جراتش را دارد که بهشان حمله کند، کاری که لیورپول فصل پیش باهاشان کرد، کاری که یونایتد در همین بازی برگشت کرد.

دفاع سیتی البته در این فصل استحکام بیشتری پیدا کرده و گواردیولا رویکردی عملگرایانه‌تر از خودش نشان داده. او در بازی مقابل لیورپول در آنفیلد از سیستم 2-4-4 استفاده کرد و بار دفاعی زیادی روی دوش دو وینگرش، ریاض مارز و رحیم استرلینگ گذاشت. کایل واکر و بنجامین مندی هم در این بازی کمتر با هم نفوذ می‌کردند و همیشه یکی‌شان به دو مدافع میانی نزدیک می‌ماند.

پس آیا گواردیولا برای بازی بزرگ امشب هم دست به چنین رویکردی خواهد زد؟ اگر یونایتد به سبک کلاسیک مورینیویی با عمق کم در زمین خودش دفاع کند، 2-4-4 احتمالی پپ برایشان بسیار خوشایند خواهد بود (البته که این سیستم در جریان بازی خیلی راحت می‌توان به همان 3-3-4 تغییر کند). اما اگر یونایتدی که همین حالا 9 امتیاز کمتر از سیتی دارد و در رده هشتم جدول به سر می‌برد دست به ریسک بزند چطور؟ اگر مورینیو ذهنیت دوگماتیک خودش را کنار بگذارد و به جای اینکه به ایدئولوژی آنتی-بارسایسم خودش تکیه کند رویکردی عملگرا پیش بگیرد و تیمش را برای حمله کردن به سیتی به زمین بفرستد چطور؟

درست است که رفتار او بعد از سوت پایان بازی مقابل یوونتوس در تورین برای یک مرد 55 ساله خیلی کودکانه بود، اما این نشان از بازگشت او به روزهای داشت، روزهایی که سر حال و حاضر جواب و جنگجو بود؛ شمایلی کاملا متضاد با آنچه در ابتدای این فصل ازش دیدیم. آیا امکان دارد مورینیو از این کلیشه ساده استفاده کند و امشب به بازیکنانش بگوید بازی را جوری شروع کنید که انگار 0-2 عقبید؟ در این شرایط احتمالی واکنش پپ و سیتی چه خواهد بود؟

به شکل منطقی می‌توان پیش‌بینی کرد سیتی در دربی امشب درصد بالاتری از مالکیت توپ را در اختیار داشته باشد، اما شاید این بازی شکلی متفاوت با جدال‌های سنتی مورینیو علیه گواردیولا به خودش بگیرد.